سيد جعفر سجادى

1659

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

پيامبران براى بندگان خود فرو فرستاد و همين طور در سرزمين هند نيز بوسيله يكى از پيامبرانش حكمت را فرستاد و همين طور ميبود تا عصر حضرت زردشت كه بدست وى رسيد و در سرزمين ايران پراكنده شد و در عصرى بدست حضرت عيسى رسيد و به سرزمين مغرب رفت و مىگويد : در اين عصر بدست من رسيد در سرزمين بابل . وى كتاب ديگرى دارد بنام انجيل كه به ترتيب حروف ابجد نوشته شده است در آنجا خود را فارقليط ناميده است همان فارقليطى كه حضرت عيسى وعدهء آمدن آن را داده بود ، وى خود را خاتم الانبيا ميداند . ذبح حيوانات را حرام ميداند ، قوانين خاصى بنا نهاده است كه صديقون يعنى ابرار مانوى و زهاد آنها همه را مراعات كردندى ، اصول اخلاقيات او قلع و قمع حرص و شهوت و آز است و اعراض از دنيا ، روزه داشتن ، و آنان را روا نبود كه بيش از روزى يك روز نگه دارند و پوشش يك سال ، تعاون و كمك و مساوات از اصول اخلاقى آنها است . گويند خود مانى در دهى از دهات بابل به دنيا آمد در سال 527 تاريخ اسكندر . كتابهاى وى عبارتند از شاپورقان ، انجيل ، كنز الاحباء ، سفر الجبابره ، سفر - الاسفار و مقالات بسيارى ديگر ( از آثار الباقيه ص 206 ، 208 ) ابو ريحان دربارهء او سخن گفته است و گويد زكرياى رازى در فلسفه تحت تأثير مانى بوده است و او را منحرف ميداند . مانَويَّه - از اصطلاحات ملل و نحل است . اصحاب مانى حكيم معروف را گويند كه در زمان شاپور ظهور كرد و بهرام شاه او را بكشت ، وى نبوت موسى را قبول نداشت . اين شخص نخست مجوس بود لكن در مأخذى آمده است كه از شاگردان عيسى پيامبر بوده است براى مزيد اطلاع رجوع شود بمانى و دين او . ( از ملل و نحل شهرستانى ص 120 ) مأول - ( اصطلاح اصولى ) لفظ را گويند كه بر معنى مرجوح خود حمل شود بقرائن عقلى يا نقلى رجوع به نص شود ( از درايه ص 7 ، 57 - قوانين ص 8 345 ) مانند يد الله فوق ايديهم كه در قدرت به كار رود . ما و لا شبه بليس - ( اصطلاح ادبى ) دو كلمهء ما و لاء شبه بليس عمل ليس يعنى افعال ناقصه را دارند كه رفع باسم و نصب به خبر باشد مانند ( ما هُنَّ أُمَّهاتِهِمْ ) و گفته شده است كه « لات » هم عمل ليس كند مانند « وَ لاتَ حِينَ ، مَناصٍ » و همين طور « ان » مكسوره مانند « ان هو مستوليا على احد » ( از سيوطى ص 58 - از الهدايه ص 188 ) رجوع بلات شود ماه - ( اصطلاح نجومى و هيوى ) نيرى كه شب‌ها روشنى آن آشكار شود و نور خود را از خود بگيرد ابو ريحان در تعريف آن گويد : ماه دو گونه است . يكى طبيعى ، و يكى اصطلاحى چنان كه مردمان يك با ديگر نهاده‌اند . اما طبيعى آنست كه قمر بعدى